سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
368
تاريخ ايران ( فارسى )
مدال اسكندر كبير اقتباس از خزينهء طرسوس در « كابينه دوفرانس » فصل بيست و چهارم مرك اسكندر كبير و نيز كارها و صفات او او به هيركاينها ازدواج و به اراكوسيها كشاورزى آموخت ، سغديها را واداشت كه پدر و مادرشان را يارى كنند نهاينكه مقتول سازند و نيز پارسيها را بر اين داشت كه محارمشان را محترم دارند نهآنكه با آنان زناشوئى كنند « 1 » و ندروس « 2 » حكيم كسى است كه به سكاها تعليم داد كه مردگانشان را دفن كنند نهاينكه آنها را طعمهء خودشان سازند ( پلوتارك راجع به اسكندر كبير ) . رفتن به اقيانوس هند حركت اسكندر را به طرف اوقيانوس هند عقبنشينى اسم گذاردن محققا درست نيست ، چه او رود جيحون را بطيب خاطر حد شمالى فتوحات قرار داد و بعد در هند لشكريانش حد جنوبى را پنجاب معين كردند و او مانند يكنفر فاتح از حدود جلوم برود سند سرازير شده صحراى خشك جدروسيا « 3 » را پيموده پس از تصرف و تمشيت بلاد متصرفهء خود بنواحى جنوب شرقى ايران رسيد و مسافرتى را بانجام رسانيد كه اگر بنقشه رجوع كنيم خواهيم دانست كه ما بين مصر و پنجاب مركز مهمى باقى نماند كه صداى پاى جنگآوران او را نشنيده و يا نيرو
--> ( 1 ) - در مقدونيه و اهالى آن نيز ازدواج محارم شيوع داشته است ( مترجم ) . ( 2 ) - Wondrous . ( 3 ) - Gedrosia .